

از دست های من
تا موهای تو چقدر فاصله است
این درد را همین جا به دریا خواهم گفت:
به شالی کاران پیر
به صیادان جوان
به تونل های بین راه
به گردنه ها خواهم گفت
که ماهی کوچکی در چشم هایت شناور است
و خواهم گفت :
که ما همدیگر را سیر ندیدیم
برچسب: موهای,
نویسنده: امیر فلاح
سلام
قدمتون به روی چشم :)
هر شعر یا جمله ای که به نظرم قشنگ باشه میذارم اینجا،
تا شمام مثه من با خوندنشون لذت ببرین :)
"کپی از مطالب هم آزاد هست، لطفا اجازه نگیرید." مرسی :)
برچسب: خوبی,
نویسنده: امیر فلاح
سلام
قدمتون به روی چشم :)
هر شعر یا جمله ای که به نظرم قشنگ باشه میذارم اینجا،
تا شمام مثه من با خوندنشون لذت ببرین :)
"کپی از مطالب هم آزاد هست، لطفا اجازه نگیرید." مرسی :)
برچسب: عاشق,
نویسنده: امیر فلاح
سلام
قدمتون به روی چشم :)
هر شعر یا جمله ای که به نظرم قشنگ باشه میذارم اینجا،
تا شمام مثه من با خوندنشون لذت ببرین :)
"کپی از مطالب هم آزاد هست، لطفا اجازه نگیرید." مرسی :)
برچسب: خواهی,
نویسنده: امیر فلاح
نیمه شب بود غمی تازه نفسره خوابم زد و ماندم بیدار.
ریخت از پرتو لرزنده شمع
سایه دسته گلی بر دیوار.
همه گل بود ولی روح نداشت
سایه ای مضطرب و لرزان بود
چهره ای سردو غم انگیز و سیاه
گو ئیا مرده سرگردان بود!
شمع خاموش شد از تندی باد
اثر از سایه به دیوار نماند!
کس نپرسید کجا رفت که بود
که دمی چند درین جا گذراند!
این منم خسته درین کلبه تنگ
جسم درمانده ام از روح جداست
من اگر سایه خویشم یارب
روح آوا
برچسب: آواره,
نویسنده: امیر فلاح
دور یا نزدیک
راهش می توانی خواند
هرچه را آغاز و پایانی است
حتی هرچه را آغاز و پایان نیست
زندگی راهی است
از به دنیا آمدن تامرگ.
شاید مرگ هم راهی است!
راه هارا کوه ها و دره هایی است
اما هیچ نزهتگاه دشتی نیست.
هیچ رهرو را مجال سیرو گشتی نیست.
هیچ راه بازگشتی نیست!
بی کران تا بی کران امواج خاموشِ زمان جاری است.
زیر پای رهروان خونابِ جان جاری است!
آه
ای که تن فرسودی وهرگز نیاسودی!
هیچ آیا یک قدم دیگ
برچسب:
نویسنده: امیر فلاح
يک روز در هرسال
براي تماشايش ميروم
وباقي روزهايم را
وقف خاموش کردن آتشي ميکنم
که زير پوستم شعله می کشد!
#نزارقبانی
برچسب: چشمانت,
نویسنده: امیر فلاح